فلسفه بازاریابی در شرکتهای بیمه

در سال­های تعداد شرکت­های بیمۀ خصوصی به میزان زیادی افزایش یافته است و شرکت­های بیمۀ دولتی فقط به یک شرکت محدود شده است. طرفداران خصوصی­سازی معتقدند خصوصی کردن شرکت­های بیمه باعث ایجاد رقابت سالم و خارج شدن شرکت­های بیمه از انحصار دولت می­شود؛ در عین حال که در چهارچوب سیاست­های کلان تحت نظارت بیمۀ مرکزی جمهوری اسلامی ایران هستند.

برای پیروی از فلسفه یا گرایش بازاریابی بیمه ابتدا باید به شناسائی و برآورده کردن نیازها و خواسته­های بیمه­گذاران برای سود پرداخت؛ بنا بر این هنگامی که «فروش» بر شرکت بیمه و بیمه­نامه­ای که شرکت بیمه مایل است بفروشد متمرکز است «بازاریابی بیمه» باید  بر بیمه­گذاران و بیمه­نامه­هائی که بیمه­گذاران مایلند تهیه کنند متمرکز باشد. به کارگیری فلسفۀ بازاریابی بیمه هنگامی تحقق می­یابد که بازاریابان بیمه به رضایت بیمه­گذاران توجه داشته باشند و پوشش­های بیمه­ای را در نظر بگیرند که نیازهای برآورده نشده یا تشخیص­ داده نشدۀ بیمه­گذاران را رفع می­کنند. هر چه شرکت بیمه از گرایش به بیمه­گذاران به منزلۀ یک فلسفۀ بازرگانی بیشتر تبعیت کند، وظیفۀ بازاریابی بیشتر اهمیت پیدا می­کند. در این حالت برای موفقیت شرکت بیمه، جلب «رضایت» بیمه­گذاران  از هر عامل دیگری مهمتر است.

شرکت­های بیمه­ای که از فلسفۀ بازاریابی بیمه پیروی می­کنند، سه ویژگی را دنبال می­کنند:

1_ سعی می­کنند بازارهای خود را به طور کامل شناسائی کنند، ازاطلاعات مربوط به بیمه­گذاران در تمام سطوح برنامه­ریزی سازمانی شرکت استفاده نمایند.

2_ تصمیمات بخش­های مختلف شرکت را هماهنگ و بر مبنای تعهد به فلسفۀ بازاریابی  اجرا می­کنند.

3_ سعی می­کنند به سود بلند مدت معقولی دست یابند.

پرسش­هائ که در این مرحله مطرح می­شوند عبارتند از:

1_ آیا فلسفۀ بازاریابی برای شرکت­های بیمه کاربرد دارد یا نیازی به بازاریابی احساس نمی­شود؟

2_ چه مشکلاتی دربارۀ پوشش­های بیمه وجود دارد؟

3_ چه محصولاتی با پوشش­های بیمه­ای رقابت می­کنند؟

/ 0 نظر / 30 بازدید